سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
تاریخ : سه شنبه 90/10/6 | 9:26 صبح | نویسنده : ناصر صفری (بیرانوند)

رضوان جون :

عزیز دایی تولدتت مبارک !!!!!!

ایشاله 1000 ساله بشی !!!




تاریخ : یکشنبه 90/10/4 | 11:28 عصر | نویسنده : ناصر صفری (بیرانوند)

اینم عکس قلعه فلک افلاک خرم آباد امیدوارم بپسندید و به شهر ما هم سر بزنید.




تاریخ : یکشنبه 90/10/4 | 1:37 عصر | نویسنده : ناصر صفری (بیرانوند)

خانه دوست کجاست ؟؟؟

نرسیده به درخت

کوچه باغیست

که از خواب خدا سبزترست !!!!!

 

( سهراب )




تاریخ : یکشنبه 90/10/4 | 1:27 عصر | نویسنده : ناصر صفری (بیرانوند)

 

زندگی چیزی نیست

که لب طاقچه عادت از یاد

من و تو

 برود !!!

 

(سهراب سپهری)




تاریخ : سه شنبه 90/9/22 | 9:37 عصر | نویسنده : ناصر صفری (بیرانوند)

در کشور ما شاهی بود که برای سرگرمی خود بازی ساخت

که دو نفر به روی سنگ ترازو بروند

و هر کس که وزنش کمتر بود کشته شود

از بخت بد من

من ویارم

روبه روی هم افتادیم

من برای اینکه یارم زنده بماند

ده روز غذا نخوردم

روز مسابقه من خودم را سبک گرفتم

غافل از اینکه یارم به پاهای خود وزنه وصل کرده بود...




تاریخ : پنج شنبه 90/9/3 | 9:14 صبح | نویسنده : ناصر صفری (بیرانوند)

 

 

سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پائیز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر دل دلیل است آورده ایم

اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر خنجر دوستان گرنیم

اگر دشنه دشمنان گرده ایم

اگر گواهی بخواهید همینک گواه

همین زخم های که نشمرده ایم...




تاریخ : پنج شنبه 90/9/3 | 9:4 صبح | نویسنده : ناصر صفری (بیرانوند)

 

 امشب باز هم پستچی پیر محل ما نیامد

یا باید خانه مان را عوض کنیم

یا پستچی را

تو که هر روز برایم نامه می نویسی‎ مگر نه ؟؟؟؟؟؟




تاریخ : یکشنبه 90/8/22 | 7:29 عصر | نویسنده : ناصر صفری (بیرانوند)

روزی لقمان ب پسرش گفت امروز ب تو 3 پند میدهم که کامروا شوی

اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری !!

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!!

و سوم اینکه در بهترین کاخ ها و خانه های جهان زندگی کنی!!

پسر لقمان گفت:

ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من میتوانم این کارها را انجام دهم؟؟

لقمان جواب داد:

اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را میدهد.

اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.

و اگر با مردم دوستی کنی و درقلب آنها جای میگیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست.

 




تاریخ : چهارشنبه 90/8/11 | 1:16 عصر | نویسنده : ناصر صفری (بیرانوند)

از بسکه شکستم و ببستم توبه

فریاد همی کند ز دستم توبه

دیروز به توبه ای شکستم ساغر

 امروز به ساغری شکستم توبه




تاریخ : سه شنبه 90/8/3 | 8:48 عصر | نویسنده : ناصر صفری (بیرانوند)

 

مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد ...

به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد . دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس میکرد فریاد زد : پدر نگاه کن درختها حرکت میکنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد . کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک 5 ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند…

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت میکنند . زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه میکردند . باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید . او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران میبارد، آب روی من چکید .

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمیکنید ؟

مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند.




  • بالشت
  • ایرانی فون
  • راه بلاگ
  • اشکان دی ال